قصههای ماجراجویی
در قصههای ماجراجویی کسی از خانه بیرون میزند: به جنگل میرود، سوار قایق میشود، دنبال چیزی میگردد که پیدا کردنش آسان نیست. جذابیتشان برای کودک روشن است. شخصیت اصلی معمولا کوچک است و با این حال کاری میکند که بزرگترها نکردهاند. زیر این هیجان اما چیز دیگری هم هست: تقریبا همهی این
قصههای کودکانه میگویند شجاعت یعنی نترسیدن نیست، یعنی با وجود ترس قدم برداشتن. برای بچهای که محتاط است، این پیام از هر تشویق مستقیمی کارسازتر است. موقع خواندن، هر جا شخصیت باید تصمیم بگیرد مکث کنید و بپرسید «تو بودی چه کار میکردی؟». جوابها معمولا از خود قصه جالبترند.