قصههای تئو

تئو از سایهها میترسید. تا شبی بارانی که یکی از همان سایهها تکان خورد و معلوم شد بازیگوش است، نه ترسناک. از آن شب به بعد یاد گرفت پیش از ترسیدن، یک بار نگاه کند. تئو شخصیت بچههایی است که تاریکی اتاق برایشان بزرگتر از خودشان است. قصهاش نشان میدهد گاهی چیزی که در تاریکی میترساندمان، فقط منتظر است کسی با آن بازی کند.

