رد کردن پیوندها
قصه سایه‌های بازیگوش

تئو و سایه‌های بازیگوش

و یا صوتی گوش کنید

خلاصه

این قصه، داستانِ یک شبِ بارانی، چند سایه‌ی بازیگوش و کودکی است که کم‌کم کشف می‌کند ترس، گاهی فقط منتظرِ یک نگاهِ تازه است.

شخصیت‌ها

قصه های تئو
تئو

مشخصات

100%
میل‌میل
5 دقیقه

قصه‌های مشابه

7 تا 9 سال
یه بار دیگه نگاه کن
آموزنده, اعتماد به نفس
یه بار دیگه نگاه کن
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه موش کوچولوی پل
آموزنده
موش کوچولوی زیر پل
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
2 تا 3 سال
قصه کلاه خش خشی لاک پشت
خواب
کلاه خِش خِشی
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه سوسو و پرپر
خواب
سوسو و پَرپَر
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
10 تا 12 سال
قصه شهر قاه‌ قاه و قانون شماره‌ی چهل‌وهفت
اعتماد به نفس
شهر قاه‌قاه و قانون شماره‌ی ۴۷
15
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
2 تا 3 سال
قصه نینا و قورباغه
خواب
نینا و قورباغه
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت

نکات والدین

احساسات و خودتنظیمی

لحظه‌ای که تئو زیرِ پتو پنهان می‌شود و به‌جای صدای رعدوبرق، به صدای قلبِ خودش گوش می‌دهد، دقیقا همان لحظه‌ای است که بدنِ کودک یاد می‌گیرد چطور از اوجِ ترس به آرامش برگردد. ترس از تاریکی و صداهای ناگهانی در سنِ ۴ تا ۶ سالگی رایج است، چون تخیلِ کودک به‌اندازه‌ای قوی شده که می‌تواند از یک سایه یک هیولا بسازد، اما بخشِ مغزی که باید بگوید «این واقعی نیست» هنوز کامل شکل نگرفته. نکته‌ی کلیدیِ داستان این است که تئو به‌تنهایی، بدونِ کمکِ کسی، ترسش را به بازی تبدیل می‌کند. او نفسِ عمیق نمی‌کشد و منتظرِ آرام شدن نمی‌ماند؛ با تکان دادنِ دست و ساختنِ سایه‌های تازه، خودش کنترل را دوباره به‌دست می‌گیرد. اگر شب‌های بارانی برای فرزندتان سخت است، همین بازی با سایه راهی است که می‌توانید کنار هم امتحان کنید.

استقلال و تصمیم‌گیری

تمامِ داستان، از لحظه‌ی خاموش شدنِ چراغ‌ها تا رقصیدنِ نهایی، بدونِ حضورِ هیچ بزرگ‌تری اتفاق می‌افتد. تئو به‌تنهایی با ترسش روبه‌رو می‌شود و به‌تنهایی هم راهِ بیرون‌رفتن از آن را پیدا می‌کند. این تصویر برای کودکِ این سن اهمیت دارد، چون نشان می‌دهد شجاعت به معنای نداشتنِ ترس نیست، بلکه به معنای پیدا کردنِ یک راهِ کوچک برای کنار آمدن با آن است. حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست که کمک کند. لحظه‌ای که تئو از روی تخت می‌پرد و شروع به رقصیدن می‌کند، اوجِ همین استقلال است: تبدیلِ یک تجربه‌ی ترسناک به یک بازیِ ازآنِ‌خودش، بدونِ نیاز به تأییدِ کسی دیگر.

زبان و آواسازی

تکرارِ صداهایی مثل «شر شر شر»، «بوم‌بوم... بوم‌بوم»، و عبارتِ آهنگینِ «چرخ... چرخ... چرخونک!» دقیقا همان الگویی است که کودکِ این سن برای یادگیریِ زبان به آن نیاز دارد. این تکرارها به کودک اجازه می‌دهند پیش از پایانِ جمله، صدای بعدی را حدس بزند و با شما همراه شود. عبارتِ «چرخ... چرخ... چرخونک!» به‌ویژه نمونه‌ی خوبی از قافیه و ریتم است. اگر موقع خواندن کمی مکث کنید و بگذارید خودش ادامه‌اش را بگوید، همین چند ثانیه بیشتر از هر تمرینی به گوشش کمک می‌کند.

اگر ترس شبانه در خانه‌ی شما هم هست

تئو با سایه‌ها بازی می‌کند، اما هر کودکی این کار را نمی‌تواند. بعضی شب‌ها کودک با گریه از خواب می‌پرد و آرام نمی‌شود. تفاوت کابوس با وحشت شبانه و اینکه در هر کدام چه واکنشی کمک می‌کند را در کابوس و وحشت شبانه کودک نوشته‌ایم. اگر کودکتان شب‌ها شما را صدا می‌زند و تنها نمی‌ماند هم اضطراب جدایی هنگام خواب به کارتان می‌آید.

دیدگاه‌ها

 

مطالب مرتبط برای والدین

چطور کودک تنهای بخوابد
کودک تنها نمی‌خوابد؛ چطور کمکش کنیم در اتاق خودش بخوابد؟
کابوس و وحشت شبانه کودک
کابوس و وحشت شبانه کودک؛ تفاوت و راهکارهای والدین
اضطراب جدایی کودک زمان خواب
اضطراب جدایی کودک هنگام خواب؛ چرا کودک والدش را صدا می‌زند؟

سطح 1

جوانه

چطور قلمروام را گسترش دهم؟

  • بذرهای دانایی‌ات را بیشتر کن تا سرزمین جادویی‌ات بزرگ‌تر و زیباتر شود.
  • با خواندن هر قصه، بذرهای تازه‌ای جایزه می‌گیری.
  • تازه! می‌توانی قصه‌های مورد علاقه‌ات را چند بار بخوانی و بذرهای بیشتری جمع کنی.
0
15000
قصه سایه‌های بازیگوش
شر شر شر قطره‌های بارون روی شیشه‌ی پنجره سُر می‌خوردن. من زیر پتوی نرم و آبی‌ام مچاله شده بودم و فقط نوک دماغم بیرون بود.
15000
27400
007-2
پتو بوی تمیزی می‌داد. بوی خونه. یهو یه صدای بلند اومد: ...بوم! چراغ‌ها... تق! خاموش شدن.
27400
43800
007-3
نور ماشین‌های توی خیابون، افتاد داخل اتاق و سایه‌های درازی روی دیوار کشیده شد. سایه‌های لرزون تا سقف کش می‌اومدن... من سریع زیر پتو قایم شدم.
43700
61100
007-4
زیر پتو تاریک بود... اما یه صدای آشنا می‌شنیدم: بوم‌بوم... بوم‌بوم! صدای قلبم بود. یواشکی با یه چشمم بیرون رو سریع نگاه کردم.
61100
76700
007-5
دستمو بالا بردم. سایه‌ی روی دیوار هم دستشو برد بالا. دستمو تکون دادم... سایه هم دستشو تکون داد. آروم‌تر تکون دادم... سایه هم آروم‌تر دستشو تکون داد.
76700
91200
007-6
سایه بزرگِ روی دیوار… هرکاری می‌کردم، تکرار می‌کرد. دو تا انگشتم رو بالای سرم تکون دادم. روی دیوار، دو تا گوشِ دراز تکون خورد... خرگوش!
91200
97200
007-7
دست‌هام رو باز کردم و تکون دادم. روی دیوار، دو تا بال باز شد.
97300
102500
007-8
بازوهام رو بردم بالا... بالاتر... تا نزدیک سقف.
102500
117700
007-9
روی دیوار یه سایه‌ی بزرگ با دوتا شاخ بلند درست شد... گوزن! من سرمو تکون دادم... گوزن هم سرشو تکون داد. من چرخیدم... گوزن هم چرخید.
117700
122100
007-10
گفتم: «چرخ... چرخ... چرخونک!»
122100
131200
007-11
از روی تخت پریدم پایین و شروع کردم به رقصیدن. سایه‌ها هم با من می‌چرخیدن... می‌رقصیدن.
131200
135800
007-12
کم‌کم بارون بند اومد. خسته شده بودم.
136000
142500
007-13
خرس عروسکی‌م رو برداشتم و گذاشتم لبه‌ی تخت، درست جلوی نور.
142500
152400
007-14
حالا روی دیوار، سایه‌ی یه خرس بزرگ و مهربون افتاده بود. انگار بغلم کرده بود.
152400
166500
007-15
خرسمو محکم بغل کردم... گرم و نرم بود. سایه‌ش روی دیوار بزرگ بود. چشم‌هام آروم بسته شد...

نسخه صوتی

https://www.milmil.ir/pa/6902x588383ee4883524c/007.mp3

صدای پس زمینه

انیمیشن

متن بزرگ

سپیا

سیاه و سفید

لغتنامه

حالت آرامش

برای استفاده، با شماره موبایل خود وارد شوید.