رد کردن پیوندها
قصه سوسو و پرپر

سوسو و پَرپَر

و یا صوتی گوش کنید

خلاصه

این قصه، ماجرای یک کرمِ شب‌تاب و یک شب‌پره است؛ داستانی درباره‌ی دوستی، همکاری و کشفِ این حقیقت که گاهی چیزی که ما کم داریم، درست کنارِ تواناییِ یک دوست پیدا می‌شود.

شخصیت‌ها

قصه‌های کودکانه پرپر
پرپر
قصه‌های کودکانه سوسو
سوسو

مشخصات

100%
میل‌میل
10 دقیقه

قصه‌های مشابه

7 تا 9 سال
یه بار دیگه نگاه کن
آموزنده, اعتماد به نفس
یه بار دیگه نگاه کن
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه موش کوچولوی پل
آموزنده
موش کوچولوی زیر پل
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
2 تا 3 سال
قصه کلاه خش خشی لاک پشت
خواب
کلاه خِش خِشی
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه سایه‌های بازیگوش
اعتماد به نفس, خواب
تئو و سایه‌های بازیگوش
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
10 تا 12 سال
قصه شهر قاه‌ قاه و قانون شماره‌ی چهل‌وهفت
اعتماد به نفس
شهر قاه‌قاه و قانون شماره‌ی ۴۷
15
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
2 تا 3 سال
قصه نینا و قورباغه
خواب
نینا و قورباغه
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت

نکات والدین

احساسات و خودتنظیمی

سوسو در ابتدای داستان، بعد از چند بار خزیدن تا نوکِ برگ و برگشتن، آه می‌کشد: «من همیشه همین‌جام.» این جمله‌ی کوچک، تصویرِ دقیقی از حسی است که کودکِ ۴ تا ۶ ساله گاهی تجربه می‌کند: احساسِ گیر افتادن در یک محدودیت، بدونِ آنکه هنوز بداند چه کاری از دستش برمی‌آید. نکته‌ی مهم‌تر اما در میانه‌ی داستان اتفاق می‌افتد، جایی که سوسو برای اولین‌بار تلاش می‌کند به پشتِ پَرپَر بچسبد و شکست می‌خورد. «تالاپ! افتاد روی برگ.» او به‌جای رها کردنِ تلاش، فقط می‌گوید «دوباره!» و این‌بار محکم‌تر می‌چسبد. این لحظه‌ی کوچک، الگویی واقعی از تاب‌آوری را به کودک نشان می‌دهد: شکستِ اول پایانِ ماجرا نیست، فقط بخشی از رسیدن به راه‌حل است. اگر فرزندتان زود از کاری که نشد دست می‌کشد، همین «دوباره!» را می‌شود بعد از قصه با هم تکرار کرد.

ارتباط و همدلی

سوسو و پَرپَر در ابتدا یکدیگر را نمی‌فهمند و حتی از هم انتقاد می‌کنند: پَرپَر می‌گوید سوسو هیچ‌جا نمی‌رود، سوسو می‌گوید پَرپَر بی‌قرار است. این کشمکشِ اولیه، خودِ آغازِ درکِ متقابل است، نه ضدِ آن. کودکِ این سن تازه دارد یاد می‌گیرد دیگران افکار و احساساتی جدا از خودش دارند، و دیدنِ این گذار، از انتقاد به کنارِ هم نشستن و بعد به دیدنِ زیباییِ ویژگیِ دیگری، الگویی می‌سازد که در ساختنِ دوستی‌های واقعی به آن نیاز خواهد داشت. لحظه‌ای که سوسو تصمیم می‌گیرد به‌جای شکایت از تاریکی، نورش را با توانِ پروازِ پَرپَر ترکیب کند، نشان می‌دهد اعتمادِ واقعی زمانی شکل می‌گیرد که هرکس نقطه‌قوتِ دیگری را ببیند، نه فقط تفاوتش را.

زبان و آواسازی

تکرارِ «سوسو... سوسو...» به‌عنوانِ صدای نور، و «تَق... تَق...» برای برخوردهای پَرپَر در تاریکی، دو الگوی آواییِ متفاوت می‌سازند که کودک به‌راحتی می‌تواند آن‌ها را از هم تشخیص دهد و تقلید کند. این تنوعِ آوایی به کودک کمک می‌کند صداهای مختلف را با حالت‌های مختلفِ شخصیت‌ها مرتبط کند: نورِ آرام و پیوسته در برابرِ برخوردِ ناگهانی و آشفته. تکرارِ کلمه‌ی «دوباره» در لحظه‌ی تلاشِ دومِ سوسو نیز برای کودک یک واژه‌ی کلیدی و به‌یادماندنی می‌سازد؛ کلمه‌ای که در زندگیِ روزمره‌اش هم، وقتی با شکستی کوچک روبه‌رو می‌شود، می‌تواند به‌کار ببرد.

اگر خواباندن هر شب به کشمکش می‌رسد

سوسو دو بار تلاش می‌کند تا راهش را پیدا کند. ساختنِ یک شبِ آرام هم معمولا چند شب طول می‌کشد و شبِ اول کمتر پیش می‌آید که خوب از آب دربیاید. اگر کودکتان هر شب برای رفتن به تخت چانه می‌زند، مقاومت کودک برای خواب را ببینید. بقیه‌ی موضوع‌ها هم در راهنمای خواب کودک جمع شده‌اند.

دیدگاه‌ها

 

  1. یک ماه هست که روتین خواب فرزند من که 7 سالشه بهتر شده.
    ما هر شب به انتخاب پسرم سه تا قصه میخونیم. از داخل قسمت قصه که تصویر داره، صدا رو هم روشن میکنیم تا هر صفحه خونده بشه.
    کل این فرآیند تقریبا یه ربع طول میکشه و پسرم به آرومی میخوابه.
    شهر قاه قاه، دکمه آبی و تئو و سایه ها رو هم خیلی دوست داره.

مطالب مرتبط برای والدین

مقاومت کودک برای خواب
مقاومت کودک برای خواب؛ ۷ راهکار برای خواب راحت‌تر
قصه قبل از خواب
قصه شب را کجای روتین خواب بگذاریم؟

سطح 1

جوانه

چطور قلمروام را گسترش دهم؟

  • بذرهای دانایی‌ات را بیشتر کن تا سرزمین جادویی‌ات بزرگ‌تر و زیباتر شود.
  • با خواندن هر قصه، بذرهای تازه‌ای جایزه می‌گیری.
  • تازه! می‌توانی قصه‌های مورد علاقه‌ات را چند بار بخوانی و بذرهای بیشتری جمع کنی.
0
12500
قصه سوسو و پرپر
یکی روشن بود... اما هیچ‌جا نمی‌رفت. یکی همه‌جا می‌رفت... اما هیچ‌جا رو نمی‌دید. و ماه هنوز پشتِ ابرها قایم شده بود.
12500
19500
011-02
توی یه گلزارِ پر از گل و برگ، اون دورها یه جیرجیرک یک‌ریز می‌خوند.
19500
35400
011-03
بوی خاکِ نمناک و علفِ تازه همه‌جا پیچیده بود. یه گلِ شیپوریِ بزرگ، گلبرگ‌هاش رو مثل یه چتر جمع کرده بود و چندتا سوسکِ کوچولو توش پناه گرفته بودن.
35400
54200
011-04
روی یه برگ، یه کرمِ شب‌تابِ کوچولو نشسته بود که اسمش سوسو بود. نور می‌داد: سوسو... سوسو... اما فقط همین. آروم‌آروم روی برگ می‌خزید و هیچ‌جا نمی‌رفت.
54200
69400
011-05
سوسو تا نوکِ برگ خزید. جلوتر دیگه برگی نبود. برگشت. دوباره خزید. دوباره برگشت. آه کشید: «من همیشه همین‌جام.»
69400
87000
011-06
درست همون موقع، یه قطره‌ی شبنم روی نوکِ یه برگ، زیرِ نورِ سوسو برق زد. مثلِ یه تیله‌ی کوچولو، آروم سُر خورد و... تالاپ! افتاد پایین. سوسو یه لحظه خنده‌ش گرفت.
87000
101500
011-07
اون طرفِ گلزار، یه شب‌پره بود به اسمِ پَرپَر، با بال‌های نرمِ نرم. پَرپَر عاشقِ پرواز بود. بال می‌زد و دور می‌شد، بال می‌زد و می‌چرخید.
101500
126300
011-08
اما ماه رفت پشتِ یه ابر. شب تاریک شد. تاریک‌ترُ تاریک‌تر شد. حالا پَرپَر دیگه هیچ‌جا رو نمی‌دید. این‌ور پرید: تَق... خورد به یه شاخه. اون‌ور پرید: تَق... خورد به یه گل. راهِ لونه‌شو گم کرده بود. کجا بود؟ کجا بود؟
126300
137500
011-09
پَرپَرِ خسته و ترسیده، چرخی زد و یه نورِ کوچولو دید. سوسو... سوسو... رفت نزدیک‌تر. سوسو بود!
137500
152200
011-10
پَرپَر گفت: «تو که هیچ‌جا نمی‌ری! یه‌جا نشستی.» سوسو اخم کرد و گفت: «تو هم که این‌قدر بی‌قراری! هی تَق، هی تَق! اصلاً نمی‌بینی کجا می‌ری.»
152200
160600
011-11
هر دو ساکت شدن. کنارِ هم. هر دو ناراحت. همه‌جا هنوز تاریک بود.
160600
180600
011-12
پَرپَرِ خسته همون‌جا نشست... و تازه دید نورِ سوسو چه‌قدر قشنگه. زیرِ نورش، گل‌ها یه‌کم روشن‌تر بودن. بعد سوسو هم به پَرپَر نگاه کرد... و دید پَرپَر چه راحت بال می‌زنه، چه راحت می‌پره این‌ور اون‌ور.
180600
194500
011-13
به نورِ خودش نگاه کرد... به بالِ پَرپَر نگاه کرد... سوسو یهو ایستاد. نورش تندتر زد: سوسو، سوسو، سوسو!
194500
219400
011-14
سوسو آروم... آروم... شروع کرد به خزیدن. روی برگ خزید... روی شاخه خزید... تا رسید به پَرپَر. بعد آروم رفت روی پشتِ پَرپَر و سفت چسبید. پَرپَر گفت: «داری چی‌کار می‌کنی؟» سوسو گفت: «بال بزن!»
219400
245900
011-15
پَرپَر بال زد. یه ذره بالا رفت... اما سوسو سُر خورد! و... تالاپ! افتاد روی برگ. پَرپَر گفت: «افتادی؟» سوسو گفت: «دوباره!» باز خزید بالا. این‌بار با شیش‌تا پاش چسبید. سفتِ سفت. «حالا بال بزن!»
245900
275000
011-16
پَرپَر بال زد. بالا رفت! و حالا نورِ سوسو هم... بالا رفت! نورِ سوسو پرواز می‌کرد! بالا و بالاتر... این‌ور و اون‌ور. توی تاریکی می‌چرخید و همه‌جا رو روشن می‌کرد. حالا یه ستاره‌ی کوچولو توی گلزار پرواز می‌کرد. سوسو... سوسو... توی آسمون!
275000
284700
011-17
حالا پَرپَر می‌تونست جلوشو ببینه! دیگه تَق‌تَق به شاخه و گل نمی‌خورد. با هم پرواز کردن و چرخیدن.
284700
296200
011-18
یه قورباغه‌ی خواب‌آلود چشمشو باز کرد، فکر کرد ماه از پشتِ ابرها دراومده... و دوباره با خیالِ راحت گرفت خوابید.
296200
318700
011-20
پایین، یه حلزون تو تاریکی وایساده بود و تکون نمی‌خورد. نورِ سوسو که رسید بهش، شاخک‌هاشو داد بالا و راه افتاد. آروم. خیلی آروم. اون‌قدر آروم که سوسو و پَرپَر دوتا دور چرخیدن و حلزون هنوز داشت می‌رفت.
318700
336300
011-20
کم‌کم ماه از پشتِ ابر اومد بیرون. گلزار دوباره نقره‌ای شد. پَرپَرِ خسته و سوسویِ خسته‌تر، کنارِ هم روی یه برگ نشستن. نورِ سوسو یواش‌یواش کمتر شد. سوسو... سوسو... و خاموش شد.
336300
344800
011-21
اون دورها جیرجیرک هنوز داشت می‌خوند... و گلزار آروم‌آروم به خواب رفت.

نسخه صوتی

https://www.milmil.ir/pa/7004x4075e3f193277260/011.mp3

صدای پس زمینه

انیمیشن

متن بزرگ

سپیا

سیاه و سفید

لغتنامه

حالت آرامش

برای استفاده، با شماره موبایل خود وارد شوید.