Sorry, no results.
Please try another keyword
00:00
1X

آرین فکر میکرد ستارهها فقط لکههای کوچولوی نورن... تا اینکه یک شب، از پشتِ یه قطرهی آب به آسمون نگاه کرد و یه چیزِ عجیب دید! حالا آرین میخواد دوباره و دوباره نگاه کنه و ببینه چه چیزهای دیگهای ممکنه پشتِ شیشه، نور و چشمهاش قایم شده باشه.
آرین سالها ستارهها را لکههای نرمِ نور دیده و هیچوقت فکر نکرده چیزی سرِ جایش نیست. برای او برگها «تکههای سبزِ گرد» بودند و صورتِ مادر، از آنسوی حیاط، «یه لکهی آشنا و مهربون». کودک تا وقتی چیزی برای مقایسه نداشته باشد، فکر میکند همه دنیا را همینطور میبینند. در سالهای هفت تا نه سالگی، کودک کمکم میتواند بفهمد که تجربهٔ او لزوماً با تجربهٔ دیگران یکی نیست. قطرهٔ آب در این داستان همان چیزی است که آرین برای مقایسه کم داشت: تا یک بار آسمانِ واضح را نبیند، نمیداند آسمانِ خودش تار بوده. برای کودکی که در دیدن یا شنیدن مشکلی دارد و چیزی دربارهاش نمیگوید، مسئله لزوماً پنهانکاری نیست. شاید او اصلاً نداند که دیگران چیز دیگری میبینند یا میشنوند.
آرین قطره را یک بار میبیند و از کنارش رد نمیشود. صبحِ روز بعد دنبالش میگردد، روی شیشه فوت میکند، با انگشتِ خیس قطره میسازد و وقتی آب «شُرّررر» پایین میرود، باز هم دست برنمیدارد و دنبالِ «یه شیشهی دیگه» میگردد. بعد هم شیشه را برمیدارد و دوباره میگذارد: «رگهها رفتن. دوباره گذاشت. رگهها برگشتن.» کودک از سالهای قبل هم با آزمون و خطا یاد میگیرد، اما در این سن میتواند آگاهانهتر یک چیز را عوض کند، بقیه را ثابت نگه دارد و نتیجه را مقایسه کند. جملهٔ «یه بار دیگه نگاه کن» در این داستان شعار نیست، توصیفِ همین کار است.
نگرانیِ آرین پیش از گذاشتنِ عینک، نگرانیِ کوچکی نیست: «اگه این شیشه همیشه جلوی چشمهام باشه چی؟» او دستش را روی صورتش میکشد تا مطمئن شود همان صورت است. در این سن، نگاه دیگران به ظاهرِ کودک میتواند برایش مهمتر شود، و هر تغییرِ ظاهریِ ماندگار، از عینک تا سیمِ دندان، میتواند این پرسش را جدی کند که «باز هم خودم هستم؟» داستان جواب را با توضیح نمیدهد. آرین جلوی آینه میرود و انتظار دارد «یه آدمِ جدید» ببیند، اما اولین چیزی که میبیند لبخندِ خودش است: «همون آرین بود. فقط واضحتر.» برای کودکی که قرار است عینک بزند، دیدنِ همین مسیر، از ترس تا نگاه کردن به آینه و آرام شدن، میتواند کمککنندهتر از شنیدنِ چند جملهٔ اطمینانبخش باشد.
آرین در پایانِ داستان چیزِ تازهای به دست نمیآورد؛ فقط چیزی را که همیشه آنجا بوده واضح میبیند. اگر کنار آمدن با یک تغییرِ تازه برای فرزندتان سخت است، قصههای پذیرش تغییر برای کودک با همین نگاه نوشته شدهاند. و اگر دنبالِ قصهای هستید که کنجکاویاش را باز نگه دارد، قصه کودکانه درباره کنجکاوی نقطهٔ خوبی برای شروع است. قصههای دیگرِ این گروه سنی هم در آرشیو ۷ تا ۹ سال جمع شدهاند.

برای تجربهی سریعتر و دسترسی آسان، اپ ما رو روی گوشیت نصب کن.

برای نصب، روی دکمهی اشتراکگذاری بزن و سپس «Add to Home Screen» را انتخاب کن.
چطور قلمروام را گسترش دهم؟




































افزودن {{itemName}} به سبد خرید
{{itemName}} به سبد خرید اضافه شد