رد کردن پیوندها
قصه کلاه خش خشی لاک پشت

کلاه خِش خِشی

و یا صوتی گوش کنید

خلاصه

این قصه، ماجرای یک لاک‌پشت و کلاهِ گمشده‌اش است؛ داستانی شیرین درباره‌ی کنجکاوی، پیدا کردنِ راه‌های تازه و یک کشفِ بامزه که همه‌چیز را کمی جالب‌تر می‌کند.

شخصیت‌ها

قصه شب لاک پشت
لاک‌پشت

مشخصات

100%
میل‌میل
5 دقیقه

قصه‌های مشابه

7 تا 9 سال
یه بار دیگه نگاه کن
آموزنده, اعتماد به نفس
یه بار دیگه نگاه کن
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه موش کوچولوی پل
آموزنده
موش کوچولوی زیر پل
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه سوسو و پرپر
خواب
سوسو و پَرپَر
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه سایه‌های بازیگوش
اعتماد به نفس, خواب
تئو و سایه‌های بازیگوش
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
10 تا 12 سال
قصه شهر قاه‌ قاه و قانون شماره‌ی چهل‌وهفت
اعتماد به نفس
شهر قاه‌قاه و قانون شماره‌ی ۴۷
15
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
2 تا 3 سال
قصه نینا و قورباغه
خواب
نینا و قورباغه
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت

نکات والدین

کاوش حسی

داستان پر است از تجربه‌های حسیِ ملموس: صدای «خش‌خش» برگ‌ها وقتی برداشته می‌شوند، خنکیِ سایه‌ی برگ روی صورتِ لاک‌پشت وقتی با آن باد می‌زند، و قطره‌ی شبنمی که ناگهان روی دماغش می‌چکد. کودک در این سن هنوز بیشتر از راه همین جزئیاتِ حسی با دنیا ارتباط می‌گیرد (صدا، لمس، دما)، نه از راه توضیحِ کلامی. لحظه‌ای که لاک‌پشت می‌فهمد سایه‌ی برگ روی صورتش همان خنکیِ کلاهش را دارد، نمونه‌ای زیبا از این است که کودک دنیا را با مقایسه‌ی حس‌ها می‌فهمد، نه با تعریف‌های انتزاعی. اگر موقع خواندن دستتان را مثل باد تکان دهید، فرزندتان همان خنکی را حس می‌کند و قصه برایش زنده‌تر می‌شود.

زبان و آواسازی

تکرارِ صدای «خش‌خش‌خش» هر بار که لاک‌پشت برگی برمی‌دارد، و صدای «فوووووف... فوووووف» هنگام باد زدن، دقیقا همان نوع صداهای ساده و تکرارشونده‌اند که کودکِ ۲ تا ۳ ساله عاشقِ تقلید کردنشان است. این تکرار به کودک اجازه می‌دهد پیش از آنکه شما دوباره بگویید، صدا را حدس بزند و همراهیِ شما را تجربه کند. صدای «تِرق» هم که یک‌بار و متفاوت از بقیه شنیده می‌شود، به کودک کمک می‌کند تفاوتِ صدای شکستن را از صدای معمولیِ برداشتنِ برگ تشخیص دهد؛ گامی کوچک در ساختنِ دایره‌ی صداهایی که می‌شناسد و به‌کار می‌برد.

اگر قصه جای ثابتی در شب‌های شما ندارد

همین صداها و تکرارها وقتی بیشترین اثر را دارند که قصه هر شب سرِ جای مشخصی از برنامه‌ی شب بنشیند، نه هر بار جایی متفاوت. اینکه قصه کجای آیین شب قرار بگیرد و چطور به بخشی آرام از پایان روز تبدیل شود را در قصه شب کودک نوشته‌ایم. برای دیدن بقیه‌ی موضوع‌های خواب هم راهنمای خواب کودک را ببینید.

دیدگاه‌ها

 

مطالب مرتبط برای والدین

روتین خواب کودک
روتین قبل از خواب کودک؛ چطور یک برنامه ساده و قابل‌اجرا بسازیم؟
قصه قبل از خواب
قصه شب را کجای روتین خواب بگذاریم؟

سطح 1

جوانه

چطور قلمروام را گسترش دهم؟

  • بذرهای دانایی‌ات را بیشتر کن تا سرزمین جادویی‌ات بزرگ‌تر و زیباتر شود.
  • با خواندن هر قصه، بذرهای تازه‌ای جایزه می‌گیری.
  • تازه! می‌توانی قصه‌های مورد علاقه‌ات را چند بار بخوانی و بذرهای بیشتری جمع کنی.
0
17200
قصه کلاه خش خشی لاک پشت
یه بعدازظهرِ آفتابی بود. زیرِ درخت‌های پُربرگِ جنگل، یه لاک‌پشت آروم نشسته بود. اون‌قدر آروم که چشم‌هاش کم‌کم سنگین شد. سرشو کشید تو لاکش... و یه چرتِ کوچولو زد.
17200
36000
02
وقتی چشم باز کرد، آفتاب یه‌کم جابه‌جا شده بود. دستش رو برد بالای سرش. کلاهش نبود! لاک‌پشت یواش دورِ خودش چرخید و گفت: «کلاهم... رفت؟»
36000
54100
03
بعد یه لحظه ساکت شد. سرشو یه‌کم کشید توی لاکش. همه‌جا ساکت بود. انگار حتی برگ‌ها هم نفسشونو نگه داشته بودن. یه سنجاب هم روی شاخه بی‌حرکت مونده بود.
54100
70000
04
لاک‌پشت یه برگِ بزرگ برداشت. مثلِ بادبزن تکونش داد. به صورتِ خودش باد زد. فوووف... فوووف همین‌جوری... برای شوخی.
70000
88400
04-1
بعد برگ رو نگه داشت بالای سرش. سایه‌ی برگ افتاد روی صورتش. خنک شد. درست مثل وقتی که کلاهش سرش بود. لاک‌پشت به برگ نگاه کرد. بعد به برگ‌های دیگه...
88400
103100
05
با خودش گفت: «حالا... یکی دیگه می‌سازم!» رفت و کنارِ یه تنه‌ی افتاده‌ی درخت نشست. همون‌جایی که همیشه می‌نشست و برگ‌ریزونِ جنگل رو تماشا می‌کرد.
103100
126000
06
همون لحظه که خم شد تا اولین برگ رو برداره... از زیرِ لاکش یک صدای خیلی آروم اومد‌. خششش... اما لاک‌پشت چیزی نشنید. سرش گرمِ برگ‌ها بود. ولی سنجاب شنید. گوش‌هاشو تیز کرد و به لاکِ لاک‌پشت خیره شد.
126000
139400
07
یه برگِ زرد برداشت... خش‌خش‌خش! یه برگِ قهوه‌ای برداشت... خش‌خش‌! یه برگ رو روی یه برگ دیگه گذاشت. خش‌خش‌!
139400
150500
08
بویِ خاکِ نمناکِ زیرِ برگ‌ها بلند شده بود. یه زنبورِ کوچولو هم... ویززززز... از کنارش رد شد و رفت.
150500
175400
09
لاک‌پشت یک برگ رو تا زد. یه برگِ دیگه رو هم تا زد. برگِ سوم رو هم تا زد. یه برگِ خیلی خشک رو هم تا زد... تِرق! برگ از وسط نصف شد. لاک‌پشت یه لحظه نگاهش کرد. بعد خندید: «این یکی نه.»
175400
182800
9.1
یه برگِ نرم‌تر برداشت. خِشش! کم‌کم کلاه داشت درست می‌شد.
182800
195500
10
لاک‌پشت کلاهِ برگی رو گرفت بالا. نگاهش کرد. یه نفس کشید... و آروم‌آروم گذاشت روی سرش.
195500
207800
11
همون لحظه یه قطره‌ی ریزِ شبنم که روی برگ نشسته بود... چک! افتاد روی دماغِ لاک‌پشت! لاک‌پشت خندید.
207800
220100
12
یه طرف کلاهِ برگی بالاتر از طرفِ دیگه‌ش بود. کج بود... کج و کوله بود... و همین، بیشتر از هر چیزی به خنده‌ش می‌انداخت.
220100
239300
13
یه سنجاب از درخت پایین پرید. جستی زد و اومد کنار لاک‌پشت، تا کلاهِ تازه‌شو ببینه. سنجاب با پنجه‌ش به لاکِ لاک‌پشت اشاره کرد. لاک‌پشتْ کلاهِ برگیشو صاف کرد و گفت: «می‌دونم، قشنگه!»
239300
252500
14
لاک‌پشت خواست بشینه‌. یه‌کم خم شد... مکث کرد. این بار، از زیرِ لاکش، یه صدای بلندتر اومد: خش‌خش‌خش!
252500
262500
15
لاک‌پشت دستشو برد زیرِ لاکش... و کلاهِ قرمزِ قدیمی‌شو بیرون کشید! همون‌جا بود.
262500
275700
16
لاک‌پشت هر دو کلاه رو برداشت. یکی قرمز، یکی برگی. اول قرمز رو گذاشت روی سرش... بعد برگی رو... بعد دوباره قرمز رو.
275700
280800
17
سنجاب خندید. لاک‌پشت هم خندید.
280800
291000
18
کلاه برگی روی سرش بود... یه خش‌خشی هم زیرِ لاکش... یکی برای امروز، یکی برای یه روز دیگه.
291000
291100
19

نسخه صوتی

https://www.milmil.ir/pa/7185xd5e8f86cf95a6bd0/021.mp3

صدای پس زمینه

انیمیشن

متن بزرگ

سپیا

سیاه و سفید

لغتنامه

حالت آرامش

برای استفاده، با شماره موبایل خود وارد شوید.