رد کردن پیوندها
قصه کتابخانه دنیا

کتابخانه دنیا

و یا صوتی گوش کنید

خلاصه

این قصه، ماجرای لیا و یک روز آرام در کتابخانه است؛ داستانی درباره‌ی کنجکاوی، شناختن دیگران و کشفِ فصل‌های پنهانی که در هر کتاب و هر آدمی وجود دارد.

شخصیت‌ها

Lia
لیا
Marisa
ماریسا

مشخصات

100%
میل‌میل
10 دقیقه

قصه‌های مشابه

7 تا 9 سال
یه بار دیگه نگاه کن
آموزنده, اعتماد به نفس
یه بار دیگه نگاه کن
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه موش کوچولوی پل
آموزنده
موش کوچولوی زیر پل
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
2 تا 3 سال
قصه کلاه خش خشی لاک پشت
خواب
کلاه خِش خِشی
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه سوسو و پرپر
خواب
سوسو و پَرپَر
10
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
4 تا 6 سال
قصه سایه‌های بازیگوش
اعتماد به نفس, خواب
تئو و سایه‌های بازیگوش
5
دقیقه مطالعه
%100
رضایت
10 تا 12 سال
قصه شهر قاه‌ قاه و قانون شماره‌ی چهل‌وهفت
اعتماد به نفس
شهر قاه‌قاه و قانون شماره‌ی ۴۷
15
دقیقه مطالعه
%100
رضایت

نکات والدین

ارتباط و همدلی

لیا اول کتاب را «از روی جلد» رد می‌کند. اما بعد که به یادداشتِ پنهانِ داخلِ کتابِ ضخیم برمی‌خورد، می‌فهمد چیزهای مهم گاهی وسطِ چیزها پنهان شده‌اند. کودکِ ۷ تا ۹ ساله تازه دارد همین مهارت را یاد می‌گیرد. در این سن، کودک برای اولین‌بار به‌طور جدی آدم‌ها و موقعیت‌ها را بر اساسِ برداشتِ اول دسته‌بندی می‌کند: این «کودکِ بامزه»، آن «بچه‌ی عجیب». داستان با تکرارِ عبارتِ «از روی جلد که نمی‌شه فهمید»، یک ابزارِ فکریِ ساده اما مهم به کودک می‌دهد: پیش از قضاوت مکث کن، و به خودت فرصت بده لایه‌های پنهان‌ترِ آدم‌ها و چیزها را پیدا کنی.

پیوند و اعتماد

جمله‌ی آغازینِ داستان («فکر نمی‌کنم کسی بتونه بفهمه من چه احساسی دارم») تجربه‌ای است که بسیاری از کودکانِ این سن، حتی بدونِ دلیلِ مشخص، مدتی از سر می‌گذرانند. کودک در ۷ تا ۹ سالگی تازه دارد پیچیدگیِ دنیای درونیِ خودش را کشف می‌کند، و همین کشف گاهی با احساسِ «کسی مثلِ من نیست» همراه می‌شود. رفتارِ آرام و بی‌اصرارِ عمه ماریسا نشان می‌دهد چطور می‌شود کنارِ یک کودک بود بدونِ فشار آوردن برای حرف زدن. او لیا را مجبور به صحبت نمی‌کند؛ فقط به یک فضای مشترک دعوتش می‌کند. گاهی راهِ بازگشت از تنهایی نه از دلِ گفت‌وگوی مستقیم، که از دلِ یک تجربه‌ی مشترکِ آرام باز می‌شود.

تفکر و استدلال

لیا در ابتدای داستان پاسخ‌های کوتاه و بی‌حوصله می‌دهد: «خوندم عمه... اصلا هم جالب نبود». اما در پایان، پی‌درپی سوال می‌پرسد: «این کتاب درباره‌ی چیه؟» این تغییر یکی از نشانه‌های مهمِ رشدِ شناختی در این سن است: گذار از کنجکاویِ منفعل، یعنی منتظر ماندن تا کسی چیزی به تو بگوید، به کنجکاویِ فعال، یعنی خودت سوال بسازی و دنبالِ جواب بروی. این تغییر معمولا وقتی اتفاق می‌افتد که کودک در فضایی امن و بدونِ قضاوت قرار بگیرد، همان فضایی که عمه ماریسا با صبر و حوصله‌اش برای لیا ساخته است.

اگر کودکتان تازه خودش کتاب دست می‌گیرد

۷ تا ۹ سالگی همان سنی است که کودک از «برایم بخوان» به «خودم می‌خوانم» می‌رسد، و قصه‌های این سن باید هم برای گوش دادن جذاب باشند و هم برای خواندن. قصه‌های متناسب با همین گذار را در قصه‌های ۷ تا ۹ سال جمع کرده‌ایم.

دیدگاه‌ها

 

مطالب مرتبط برای والدین

تنظیم خواب کودک برای مدرسه
تنظیم خواب کودک برای مدرسه؛ از شب‌های تابستان تا صبح‌های مهر
راهنمای قصه گویی
چرا قصه‌ی مصور صوتی؟ راهنمای والدین

سطح 1

جوانه

چطور قلمروام را گسترش دهم؟

  • بذرهای دانایی‌ات را بیشتر کن تا سرزمین جادویی‌ات بزرگ‌تر و زیباتر شود.
  • با خواندن هر قصه، بذرهای تازه‌ای جایزه می‌گیری.
  • تازه! می‌توانی قصه‌های مورد علاقه‌ات را چند بار بخوانی و بذرهای بیشتری جمع کنی.
0
17900
002-1
من بیشترِ وقت‌ها توی اتاقم می‌شینم. دوست ندارم زیاد حرف بزنم. آدم‌ها به نظرم جالب نیستن و حوصله‌ی هیچ‌کس رو ندارم. فکر نمی‌کنم کسی بتونه بفهمه من چه احساسی دارم...
18000
35200
002-2
یه روز عمه ماریسا آروم درِ اتاقم رو می‌زنه. می‌گه: «لیا، میای با هم یه جایی بریم؟» می‌پرسم: «کجا؟» ماریسا با لبخند می‌گه: «بیا... می‌فهمی.»
35200
45100
002-3
حوصله ندارم از جام تکون بخورم... اما از موندن توی اتاق هم خسته شدم. آخرش می‌گم: «باشه.»
45100
62900
002-4
راه می‌افتیم و کمی بعد وارد کتابخونه‌ی قدیمی شهر می‌شیم. قفسه‌های بلند، پر از کتابن. بوی کاغذ و چوب همه‌جا پیچیده... با ماریسا آروم بین قفسه‌ها قدم می‌زنیم.
62900
71500
002-5
ماریسا یه کتاب برمی‌داره و جلوی من می‌گیره: «لیا، می‌تونی داستان این کتاب رو برام تعریف کنی؟»
71500
81500
002-6
به جلد کتاب نگاه می‌کنم... بی‌حوصله سرم رو تکون می‌دم و می‌گم: «از کجا بدونم عمه؟ من که اینو نخوندم.»
81500
100000
002-7
ماریسا کتاب رو باز می‌کنه و ورق می‌زنه... صفحه‌ها خِش‌خِش می‌کنن. می‌گه: «درست گفتی عزیزم. برای اینکه ماجرای یه کتاب رو بدونیم، باید بخونیمش... از روی جلد نمی‌شه داستانشو فهمید.»
100000
112000
002-8
یه کتاب برمی‌دارم. ماریسا هیجان‌زده اما یواش می‌گه: «وای لیا... این، یکی از جالب‌ترین کتاب‌های اینجاست.»
112000
133500
002-9
یه صفحه‌ش رو می‌خونم... می‌گم: «خوندم عمه... اصلاً هم جالب نبود!» ماریسا نمی‌تونه جلوی خنده‌ش رو بگیره. یواشکی می‌خنده و می‌گه: «لیا... گاهی وقت‌ها داستان‌های مهم و جالب، وسط کتاب‌ها قایم شدن.»
133500
144000
002-10
کمی جلوتر، ماریسا یه کتاب ضخیم برمی‌داره... تا بازش می‌کنه، یه کاغذ کوچیک از لای صفحه‌ها می‌افته زمین.
144000
156000
002-11-2
ماریسا کاغذ رو برمی‌داره و می‌گه: «ببین لیا! یه نفر سال‌ها پیش اینجا یه یادداشت گذاشته... چه خط خوبی هم داشته!»
156000
167500
002-11
با کنجکاوی به یادداشت نگاه می‌کنم... جوهر نوشته کمرنگ شده، اما هنوز پیداست. واقعاً که خط قشنگی داشته!
167500
196000
002-12
ماریسا می‌گه: «انگار غیر از داستان‌ها... رازها و قصه‌های جالب دیگه‌ای هم توی کتاب‌ها پیدا می‌شه.» بعد یه کتاب دیگه نشونم می‌ده. جلدش قدیمی و ساده‌ست. می‌گم: «این از جلدش معلومه که...» اما جمله‌م رو تموم نمی‌کنم... یاد کتاب اول می‌افتم و می‌گم: «... ولی از روی جلد که نمی‌شه فهمید.»
196000
218000
002-13
ماریسا می‌خنده و بغلم می‌کنه. می‌پرسم: «عمه... آدم‌ها هم مثل کتاب‌ها فصل‌های مخفی دارن؟» عمه ماریسا دست‌هام رو توی دست‌هاش می‌گیره. برق نگاهش قشنگه. می‌گه: «بله عزیزم... خیلی وقت‌ها همین‌طوره.»
218000
236300
002-14
بعد با هم پشت یه میز چوبی نزدیک پنجره می‌شینیم. کتاب‌هایی رو که برداشتیم روی میز می‌ذاریم. یه کتاب برمی‌دارم و آروم صفحه‌هاش رو ورق می‌زنم... می‌پرسم: «این کتاب درباره‌ی چیه؟»
236200
259900
002-15
ماریسا داستانشو برام تعریف می‌کنه. خیلی جالبه. یادم باشه اینو امانت بگیرم و بخونم. بعد یه کتاب دیگه رو باز می‌کنم... و یکی دیگه... و باز هم یکی دیگه... سؤال‌های بیشتری می‌پرسم و عمه ماریسا با حوصله به همه‌ش جواب می‌ده.
259900
273100
002-16
نور نارنجیِ عصر روی میزِ پر از کتاب افتاده... دارم فکر می‌کنم از این به بعد، شاید وقتی آدم‌ها رو می‌بینم... بتونم به داستانشون هم فکر کنم.
273000
279100
002-17
شاید فصل‌هایی از زندگی‌شون... شبیه داستان خودم باشه. پایان.

نسخه صوتی

https://www.milmil.ir/pa/6504xf04eff174c779b21/002-01.mp3

صدای پس زمینه

انیمیشن

متن بزرگ

سپیا

سیاه و سفید

لغتنامه

حالت آرامش

برای استفاده، با شماره موبایل خود وارد شوید.